خواب های من 3سفر مادر - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
سال 78مادر مریض شد و افتاد گوشه خونه، تقریباً سمت راست بدنش فلج شده بود و پرستاری و نگهداری ازش با من بود، تا سال 80، من دو تا از برادرامو از دست دادم یکیش سال 65 شهید شده یکیش سال 75 بر اثر بیماری از دنیا رفت . تابستان سال 80 بود خواب دیدم از پنجره ی اتاق دارم بیرون رو نگاه میکنم یه ماشینی دم خونه ...
خواب خاطره - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
کجایی ای که عمری در هوایت نشستم زیر باران ها کجایی؟ اگر مجنون اگر لیلا، غریبم در بیابان ها کجایی؟؟ کجایی این شب تاریک به روی ماه در بستی نه می گویی نه میدانم کجا ماندم کجا هستی من آتش بودم اما توخاکستر نشستی اگر شب هست و فردا نیست اگر راهی به رویا نیست چه آهو ها که در چشمان لیلا نیست اگر گم کرده ام ...
خواب های من 4.تابوت - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
من داشتم از بالا ملت رو نگاه میکردم عدهای سیاه پوش،تعدادی زن و مرد، همه جمع شده بودن، و چند قدم اون طرف تر یه نفر داشت زمین رو می کَند ،و کنار اون سه تا تابوت بود که روی تابوت ها پرچم ایران رو کشیده بودن، و اون پیر مرد داشت قبر می کند برای این سه نفر، و من روی زمین نبودم بین مردم، از بالا از آسمان د...
خاطره من، هنگامه - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
سال چهارم دبیرستان بودم دوست و همکلاسی داشتم به اسم هنگامه، که کنار من تو یه میز می نشستیم ، که دختر خیلی خوبی بود و منو خیلی دوست داشت، ایشون اکثر فامیلاشون تو کشور های خارجی اروپا آمریکا اقامت داشتن و مادری فرهنگی و پدری مهندس داشت که تو دهه شصت جزو پولدار ها حساب میشدن، خانواده اش زیاد مذهبی نبود...
خواب های من 5،مرگ - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
پدرم سال 89 از دنیا رفت، چند ماهی از فوت پدر گذشته بود یه شب خواب دیدم توی باغ بزرگی هستم و فواره و حوضی وسط باغ، پدر زیر سایه درختی خوابیده بود من آروم وارد باغ شدم و کنار حوض نشستم، بابا وقتی منو دید اومد سمتم و کنارم نشست،فقط نگاه میکردیم و حرفی نمیزدیم، بعد از مدتی پدر بلند شد ایستاد گفت من باید...
خواب های من،۶ حادثه - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
سال ۹۴ خواب دیدم من و عده ای سوار اتوبوسی شدیم میگن مارو می خوان ببرن مکه ،تعدادزیادی بودیم اما وسط راه نگه داشتن و عده ی زیادی رو پیاده کردن ،من هم بلندش پیاده شم تا رسیدم در اتوبوس یکدفعه بسته شد من هی می کوبیدم به در ماشین و گریه میکردم ،میخوام پیاده شم ولی راننده میگفت نمیشه برو بشین منم ناچار ن...
خاطر ه من،دختر فراری قسمت اول - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:42
ازکلاس اول دبیرستان با دختری به اسم کبری همکلاس شدم که تو یه نیمکت بودیم و رفته رفته باهم صمیمی ترشدیم بعد ها متوجه شدم هم محل هم هستیم و خونشون فقط یکی دو کوچه با ما فاصله داره، نفر سومی که پیش ما تویه نیمکت بود شقایق نامی بود که دخترخجالتی اروم و بسیار دوست داشتنی و مودب ،برعکس کبری که بسیار شیطون...
پایان آدمیت - تاریخ: 1396/12/27 ساعت: 18:17
من به بغض تمام قناری ها نمی اندیشم در بغض کوچک تو فسرده میشوم از جهانی نابینا آنقدر کودکانه می توان شادت کرد که پژمردنت به یقین مرگ زندگیست با حس دست گرمی داغ میشوی با حس دست سردی گرم انجماد نگاهت به یقین پایان زندگیست در چشم انداز پیچ و خم آنچه بگذشته خیره مانده ای. ..و نگاهت در تلاق
وای آنام - تاریخ: 1396/12/27 ساعت: 18:17
      دنیا پر از غم میشود وقتی نباشی دنیای ماتم میشود وقتی نباشی هر شب کنار سفره ی ما یک ستاره از جمعمان کم میشود وقتی نباشی آن شیر مردی که، علمدار خدا بود با چاه همدم میشود وقتی نباشی دیگر بساط کوچه گردی و غریبی دارد فراهم میشود وقتی نباشی آن زانویی که، کوه را، از پا در آورد چون قد تو خم میشود وقتی
آرزو - تاریخ: 1396/12/27 ساعت: 18:17
سکوت می کنم! وقتی ساز زمانه کوک نیست وقتی دلیلی برای خندیدن نمیماند وقتی نمیشودبه آرزوهارسید بگذار تمام حرفها !سهم کسانی باشدکه این روزگار بر وفق مرادشان بود. ...Let's block ads! (Why?)
نگین افرینش - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 21:21
بازباران......وحشیانه....می خورد بر درب خانهمادری پهلو شکسته...درد دارد کنج خانهزینبی....با آه و ناله ....اشک می ریزد شبانهکو؟غرور نازهای دخترانه....نیست مادر تا بگیرد هر دو دستش سر گذارد روی شانه!!!وای از بغض شبگیر شبانهلرزه اندازد به شانه....باز باران ... اشک های مخفیانه ...توی کوچه...یک صدای کودک...
کعبه - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 9:11
یا حسین... کعبه شش گوشه بنا کرده ای..
پاییز سنگین - تاریخ: 1396/10/30 ساعت: 9:11
بنده ی خاک، خاک ِِ ناپاک، خالی از معنای آدم شده ایم
عذرخواهی - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:52
بعد از عذرخواهی مردم آمریکا با ده زبان از مردم دنیا به خاطر انتخاب ترامپ، منم بر خود لازم دیدم از همه مسلمانان جهان به خاطر انتخاب روحانی، عذرخواهی کنم البته فکر کنم با همین یک زبان فارسی کافی باشه و نیازی به زبانهای دیگه نیست، و من الله التوفیق... برچسبها: عذرخواهی, روحانی, ترامپ, رییس جمهور
آوای قافله - تاریخ: 1396/7/12 ساعت: 12:52
هردم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله یک زن میان محملی، برناقه درتاب وتب است عباس و اکبر دوراو، این زن خدایا زینب است لحظه به لحظه میشود، دردوغمش در دل فزون گوید حسینش زیرلب،انا الیه راجعون در مهد آغوش رباب، رفته علی اصغر بخواب بوسد گلوی ناز او،اما دلش در اضطراب وقتی ...
سیب 2 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:47
من به تو خندیدم چون که می دانستم تو به چه دلهره ایی سیب را از باغچه همسایه دزدیدی پدر م از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خندهبه تو را پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دستان من افتاد به خا...
سکوت - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:47
آه اگر میدانستی بعد از تو چه حنجره های بکری حرام خواهد شد بعد از تو بعد از سکوت نابجای تو چرا هیچ چیز به جای خود نیست این قناری پیر چه ناکوک می خواند آخرین ترانه ی ناتمامت مگر بنام که بود؟ با من بگو! بگذار باور کنم که مرگ پایان تو نیست. برچسبها: سکوت, مرگ, پایان, افشین یداللهی
ساکت باش - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:47
♣♦ ♠♥ فقط ساکت باش ، کاملا ساکت اجازه بده آرامش بر تو ببارد و حقیقت اسرار آمیز هستی بر تو الهام خواهد شد.
شگفتی - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:47
♣♠♥u200d .تو «در» جهان هستی وجود نداریبلکه تو جهان هستی، هستی ! یک عضو حیاتی و ذاتی از آندر نهایت، تو یک شخص نیستیبلکه یک نقطه ی کانونی هستی که در آنجهان هستی در حال آگاه شدن بر خویش استچه معجزه ی شگفتی! ❤️ برچسبها: معجزه, جهان هستی, تو
آیت بصیرت - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:47
هیچکس خبر نشد چه ها کشیده ای در مسیر عاشقی چه ها شنیده ای هیچکس خبر نشد ولی همین بس است هر چه روضه شنیده ایم، دیده ای در مسیر رفتن تو شهر پشت شهر کربلا به پا شده است تا رسیده ای تو خدای صبر و آیت بصیرتی ناخدا ی کشتی بلا کشیده ای ای خدا! چه عاشقانه جلوه کرده ای همره حسین، زینب آفریده ای کسی محبت خودی...

برچسب‌های مرتبط

آرزو های بزرگ | آرزو ها | آرزو های قشنگ | آرزو های زیبا | آرزو های من | آرزو های مهیج | آرزو هام | آرزو های خوب | آرزو های بر باد رفته | آرزو هایم