در بغض کوچک تو فسرده میشوم
از جهانی نابینا
آنقدر کودکانه می توان شادت کرد
که پژمردنت
به یقین
مرگ زندگیست
با حس دست گرمی داغ میشوی
با حس دست سردی
گرم
انجماد نگاهت
به یقین
پایان زندگیست
در چشم انداز پیچ و خم
آنچه بگذشته
خیره مانده ای. ..
و نگاهت در تلاقی ناپیدا
دیگر
پیدا نیست
قفل سنگین نگاه سردر گمت
به یقین پایان آدمیت است
و جهان در بارش چشمت که خشکیده
برسرم آوار میشود. ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان